دریافت

باز یه حس ناب و قلم مشت در دست

ابزار شاعری که در وطن پشت نردس

و باز زخمی که میکنه در بدن هی درد

بدون بی پایانه معنی وطن هی مرد

دو سالی گله کردی از لب بسته دوخته من

لبو دوختن تو نفهمیدی نسل سوخته ی من

تو نفهمیدی اونکه هنوز نفهمیده منم

من نفهمیدم بوی خون وطن میده تنم

وطن یعنی افکارت بشه محدود قوانین

همینی که هست ماها محروم زمانیم

وطن خیابونو کلی صندوق صدقات

برا سلامتی بخوراش ختم کن یه صلوات

وطن گشت ارشادو مامور هیزش

یعنی نام آزادی ممنوع ببینش

یعنی آزادی در بیان تو بحث از وطن

ولی آزادی بعد بیان تو حبسه هم وطن

اصلا من هیچ تو یه نشون بده یه جای وجدانی

زنت به ظاهر محجبه با حجاب اجباری

زن ممنوع الصداس که خب نشاتش در اینه

که یه وقت نخونه حاجیمون شهوتش نگیره

کاش بجای گشتو نگاه زشت سروان

فرهنگی میساختیم برا حجات چشم مردان

کاش آزادی بودو پاش بها نمیدادیم

کاش در گذشته به کاش معنا نمیدادیم

فرد مخالف ظلمو جنونو زلته

 فرد فریادی از سکوت ملته

ملتی که گیر سقوط عزته

دولتی که پیر دروغو نفرته

فرد مخالف ظلمو جنونو زلته

 فرد فریادی از سکوت ملته

ملتی که گیر سقوط عزته

دولتی که پیر دروغو نفرته

وطن یعنی گور کن هرچی در چنته داری

یا سکوت یا که بچرخ مثل چرخنده آری

بازیگر بازیگری که شد دماوند فش

دلشم که شده به سمت نماینده خوش

وطن همون زنی که نکرد فردا رو بی تو سیر

یگانه زنی همچون زهرا میرحسین

میرحسینی که شده بود به نوبه ای برنده

بازوندنشو باخت به دست موجودی درنده

و آخر با کتک به مردم تفهیم شد

سر آخر سبز به بنفش تبدیل شد

و از فشار زیاد میرحسین بد پیر شد

آری میر حسین بد پیر شد

وطن یعنی هنر تو فرهنگ سیب زمینی

وطن یعنی مرگ هنرمند زیرزمینی

تو بگو این همه حرام واسه دینمونه

تسبیحو ریش سه وجب تاب زیر چونه

یه مشتی تعصبو تمامی افکار کور

وطن بیستو سیو ارجاف اخبار کور

وطن یعنی وهم ترس شاعر از نوشتن

یعنی خودکارتو هر چی زودتر پس بدش من

ولی بدون دو سه نفر باشه کل طرفدارم

فریاد میکشم چون زده غده در افکارم

و این غده هایست که در دلم عامل درد شد

این غده ها بودن که حامد حامد فرد شد

من مخالف ظلم جنونو زلتم

من فریادی از سکوت ملتم

خدا نگاه کن منی که رو به قبلتم

خدا نزار بشکنه غرور ملتم

من مخالف ظلم جنونو زلتم

من فریادی از سکوت ملتم

خدا نگاه کن منی که رو به قبلتم

خدا نزار بشکنه غرور ملتم