دریافت

الحب زیّ الوتر
تعزف علیه ألحان
وتلف بیه العالم
من غیر ما تروح مکان
وتشوف معاه العجب
تسمع أصول الطرب
من قلب حب وطب وداب
وغناه فى کل مکان
وانا قلبى عاشق للغنا من یوم ما حبیتک
شکلى اتولدت انا من جدید اول ما انا لاقیتک
لو یوم تحس إنک وحید
أنا حضنک أنا بیتک
عایشة فی حبک أنا أجمل یومین إحساس
وان قلت أنا بعشقک ده مش کلام وخلاص
إنت الحیاة کلها أجمل سنین عشتها
مش عایزة غیرک لیا أنا من وسط کل الناس

***

عشق دقیقا مانند تارهای ساز است
و تو نت ها را با آن مینوازی
سراسر جهان را سفر می کند
بدون ترک کردن جایش
و تو اکثر چیزهای شگفت انگیز را میبینی
و شادی واقعی را میشنوی
قلبم عاشق شد از هم پاشید و التیام یافت
و هرجا که من هستم موسیقی هم هست
روزی که من عاشق تو شدم قلبم عاشق موسیقی شد
وقتی که من تو را پیدا کردم احساس کردم که دوباره متولد شدم
اگر روزی احساس کردی که تنهایی
من آغوشتم من خونتم )پناهتم(
زندگی با تو به من زیباترین احساسات را داد
وقتی که گفتم دوستت دارم آن فقط حرف نبود
تو همه ی زندگی من هستی بهترین سال های عمرم
من در کل جهان کسی را غیر از تو نمیخواهم